أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
528
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
وقت جاسوسان وى خبر آوردند كه برخى از مردان قبيلهء حرب ، نزد شيخ حرم رفته و با يكديگر توطئه كردهاند كه در ظاهر به مدينه يورش ببرند تا زمينه را براى شيخ حرم و هواداران او در مدينه آماده كند و اهالى دست بر شورش بردارند . زمانى كه سرور از اين خبر آگاهى يافت ، محتاطانه حركت كرد تا آن كه قلعهء مدينه را به تصرّف درآورد و مستقر شد . در اين وقت توانست دشمنان خود را به شكست كشانده و شيخ حرم و پنجاه نفر از هواداران او را دستگير كرده به مكه بفرستد و اين پس از آنى بود كه شيخ حرم را از منصبش عزل كرد . در بازگشت از مدينه ، مسيرى را كه قبايل حرب در آن بودند ، رها كرد و در تدارك حملهء نيرومندترى به آنان بود . وى به سمت جنوب شرقى رفت تا به طائف رسيد و از آنجا به مكه آمد . « 1 » انديشهء حمله براى رام كردن قبيلهء حرب مرتب در ذهن او بود تا آن كه در سال 1201 در پى قبايل هذيل و ثقيف و عتيبه فرستاد و از ميان آنان لشكرى عظيم فراهم آورد . اشراف را نيز تحريض كرد و آنان او را همراهى كردند . گفته شده است كه وى سكههاى طلا ميان داوطلبان جنگجو توزيع مىكرد و براى هر كسى كه سرى را قطع كند ، پنج سكه قرار داده بود . قبايل براى همراهى وى راهى شدند و زمانى كه سپاه او به مستوره ، جايى ميان رابع و مدينه رسيد ، گروهى را براى جنگ در كوه صبح فرستاد تا آنجا را به تصرّف درآورند كه چنين كردند . سپس نبردهايى با قبيلهء حرب داشت كه در آنها پيروز شد ؛ منطقهء فرع و سپس بدر را به تصرّف درآورد . از آنجا عازم ينبعِ النخل شده ، آنجا را اشغال كرد . سپس به بدر بازگشت و به سمت خيف رفت و آنجا را هم تصرّف كرد . « 2 » در تمامى اين مناطق و ميان تيرههاى ديگر جنگهايى درگرفت و شمار اسرا رو به فزونى داشت و وى آنان را دست بسته مىفرستاد . زمانى كه حكومت خويش را در آن
--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 2 ) . « فرع » و « بدر » منازلى در باديه در ميان رابغ و ينبع هستند . ينبع نخل ، ده كيلومتر از ينبع بحر فاصله دارد .